آیا بیرانوند باید بازیکن سال آسیا می‌شد؟/ هیاهوی سیاسی با اهداف خاص زیر پوشش مستطیل سبز

به گزارش خبرنگار ورزشی خبرگزاری فارس، برای اولین مرتبه در تاریخ فوتبال قاره آسیا، یک دروازه بان به نام علیرضا بیرانوند در جمع نامزدهای برترین بازیکن قرار گرفت؛ انتخابی که مایه مباهات هر ایرانی و فوتبال دوستی بود. همه دوست داشتیم برای پنجمین بار، یک ایرانی بازیکن سال آسیا شود اما همیشه آنچه ما دوست داریم، اتفاق نمی افتد. این جایزه به ملی پوش قطری، اکرم عفیف رسید؛ انتخابی که به جز برخی مدیران ورزشی ما و برخی رسانه های هواداری، سایرین آن را مقبول دانسته و تحسین کردند.

کمتر کارشناسی در فوتبال آسیا انتخاب عفیف را زیر سوال برد اما چون دوست داشتیم جایزه به علیرضا بیرانوند برسد، طبیعی است که از این انتخاب ناراحت شویم؛ حتی اگر او شایسته ترین گزینه به شمار می رفت. اما این علاقه و تعصب ملی، دلیلی نیست که زمین و زمان را بهم بدوزیم و از نقش پر رنگ لابی ها، دلارهای نفتی کشور های عربی حوزه خلیج فارس و …. در این انتخاب، بگوییم که هر کارشناسی آن را غیرواقعی و فاقد عقلانیت می داند. گفتمانی که در ۲۴ ساعت گذشته، با اهدافی خاص و رویکردی سیاسی ایجاد شد و سودای دیگری داشت.

 خداداد عزیزی، علی دایی، مهدی مهدوی کیا و علی کریمی، بازیکنان ایرانی هستند که عنوان برترین بازیکن فوتبال آسیا را کسب کرده اند. آیا باید گفت در آن سال ها نیز لابی های غیر فنی و مسایل دیگر باعث این انتخاب شده است؟ آیا این سخنان، یک گل به خودی و بی ارزش کردن تلاش ها و جایگاه بیرانوند به شمار نمی رود؟ در پس این هیاهو، اهدافی خاص در جریان نیست که هیچ ربطی به فوتبال ندارد؟

بیان جملات غیر فنی و پیام های احساسی بعد از انتخاب نشدن علیرضا بیرانوند، فقط باعث ایجاد موجی هیجانی و زمینه ساز بدبینی غیرواقعی اهالی فوتبال نسبت به کنفدراسیون آسیا می شود. وقتی کسانی که بر مسند ریاست و مدیریت ارشد ورزش کشور تکیه زده اند، چنین رویکرد عوامانه ای دارند، می توان از هوادار نوجوان و جوان انتظار داشت که به تحلیلی واقع بینانه برسند؟

مکانیزم انتخاب برترین های فوتبال آسیا تفاوت های اساسی با فیفا و یوفا دارد. برای انتخاب برنده توپ طلا، از مربیان، کاپیتان ها و رسانه ها رای گیری می شود و در نهایت، این جایزه به فرد منتخب می رسد. با این حال، همواره بحث ها و چالش های کارشناسی جدی در این باره وجود داشته است. در همین زمینه، یورگن کلوپ سرمربی آلمانی تیم لیورپول انگلیس می گوید: “اگر بخواهید توپ طلا را به برترین بازیکن این نسل بدهید، قطعا مسی شایسته آن است اما اگر بخواهید به بهترین بازیکن فصل بدهید، باید آن را به فندایک مدافع هلندی لیورپول بدهید.”

این صحبت کارشناسی کلوپ را که قبل از مراسم دوشنبه شب عنوان شد، با برخی اظهارات حیرت انگیز مسئولان ورزشی مقایسه کنید؛ “رای دهندگان و تصمیم گیران کنفدراسیون آسیا بدنبال بهانه جویی برای نادیده گرفتن تیم ها، فوتبال ملی و بازیکنان ایرانی هستند” ِیا “کنفدراسیون آسیا چشم خود را بسته است.” این جملات نمونه ای کوچک برای نمایش سطح تحلیل های این روزهاست که موضوعات را نه فنی، که سیاسی و قبیله ای می بیند و اهدافی خارج از مستطیل سبز را دنبال می کند.

 در آسیا برای انتخاب برترین های سال، کمیته فنی AFC تمامی فعالیت های فوتبالی قاره، از لیگ قهرمانان تا تیم های ملی را زیر نظر می گیرد و در نهایت برندگان را انتخاب می کند. اکثر کارشناسان معتقدند که اکرم عفیف در سطحی بالاتر از این قاره، در تیم السد قطر و تیم ملی این کشور، درخشید و نباید انتخاب او را زیر سوال برد.

در این بین، شاید بتوان سهمی اندک نیز برای لابی های قدرت از جمله حامیان مالی کنفدراسیون در نظر گرفت اما این به معنای نادیده گرفتن حقیقت و ترویج گفتمان ناسیونالیستی با رویکرد سیاسی است؟ فراموش نکنیم که علی دایی پیش از این گفته بود “حضور بیرانوند در جمع سه بازیکن برتر آسیا به تنهایی بسیار ارزشمند است.” او می داند رقابت یک دروازه بان با بازیکنان پست های دیگر چقدر سخت است و واقعیت های فنی به چگونه ای است. 

در فوتبال جهان فقط لو یاشین، دروازه بان افسانه ای روس ها تنها سنگربانی است که موفق به دریافت توپ طلا شده. این عنوان حتی به دروازه بان هایی مانند اولیور کان، پیتر اشمایکل، داسایف یا مانوئل نویر آلمانی هم نرسیده است، دروازه بانانی که فوتبال جهان آنها را تحسین کرد اما هیچ وقت دستشان به توپ طلا نرسید. به همین دلیل است که در مراسم برترین های توپ طلای دوشنبه شب، برای نخستین مرتبه یک جایزه ویژه برای دروازه بان ها به نام جایزه لو یاشین قرار دادند تا این بازیکنان نیز بیشتر دیده شوند.

اگر بگوییم وقتش است که در قاره آسیا نیز جایزه ای برای بهترین دروازه بان ها در نظر گرفته شود، سخن و موضعی قابل تامل و کارشناسی است که محتمل است در سال های نه چندان دور، اتفاق خواهد افتاد. البته، از آنهایی که اهدافی خاص و سیاسی را در مستطیل سبز دنبال می کنند، چنین انتظاری بیهوده و نارواست! باید ریشه این بیانیه ها و هیاهوها را در جای دیگر جستجو کرد.

انتهای پیام/

Related Post

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *